تبلیغات
بوکس - جو فریزر
بوکس
هیجان انگیز ترین ورزش
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ali
نویسندگان
نظرسنجی
محبوب ترین بوکسور به نطر شما چه کسی است؟










سرطان فریزر را ناک‌اوت کرد

قلب محمدعلی را می‌خواستم نه شکستش را


«خانم‌ها، آقایان می‌خواهیم قبل از این مبارزه نمایشی از یکی از قهرمانان جاودانه بوکس جهان درخواست کنیم که روی رینگ بیاید؛ این شما و این جو فریزر!» او بالای رینگ آمد و ابتدا سراغ راکی (سیلوستر استالونه) رفت و با او دست داد و بعد هم رفت سراغ آپولو قهرمان بوکس سنگین‌وزن جهان! اگرچه داستان واقعی نبود، اما فریزر کاملا واقعی بود! او در یک فیلم سینمایی موفق هالیوودی به نام «راکی»، محصول سال‌1976 توانست چند دقیقه جلوی دوربین قرار بگیرد.


جوزف ویلیام فریزر 12 ژانویه 1944 در شهری کوچک در کارولینای جنوبی متولد شد. خودش می‌گفت همیشه به پدرش خیلی نزدیک بوده و در زمان کودکی با او به مزرعه بزرگ‌شان می‌رفته‌.


مزرعه‌ای به مساحت 4هکتار که به خانواده فریزر تعلق داشت‌. در زمان کودکی، جامعه آمریکا هنوز نتوانسته بود، موضوع مربوط به رنگین‌پوستان را حل کند و داستان تلخ نژادپرستی همچنان خودی نشان می‌داد.

 

در اوایل دهه 1950 میلادی، پدرش یک تلویزیون سیاه و سفید خرید و اینجا بود که ماجرای تماشای مسابقات بوکس آغاز شد. بسیاری از دوستان و اقوام برای تماشای مسابقات جذاب و دیدنی بوکس به خانه پدری فریزر می‌آمدند و با شور و هیجان خاصی این مسابقات را تماشا می‌کردند.


در این بین مادر جو هم زرنگی می‌کرد و به کسانی که برای تماشای مسابقات می‌آمدند، نوشیدنی و غذا می‌فروخت! آن‌ها رقابت بزرگانی همچون: ری رابینسون، راکی مارسیانو، ویلی پپ و راکی گراتزینو را دنبال می‌کردند.

 

جو برای کار به مزرعه می‌رفت و در امور مختلف به خانواده کمک می‌کرد. در آن ایام، یک روز یکی از گرازهایی که پرورش می‌دادند به او حمله کرد و باعث شد، دست چپ جو بشکند. این گراز 150کیلویی به‌دلیل آنکه در طویله بازمانده بود، در یک لحظه موفق به فرار و سپس حمله به جو شد.


با این حال به‌دلیل آنکه خانواده‌اش پولی برای هزینه کردن نداشتند، دست شکسته خودش جوش خورد! بدون آنکه برای درمان به پزشک مراجعه شود. جو در 15سالگی در مزرعه خانم و آقایی سفیدپوست مشغول به کار شد تا بتواند خرجش را درآورد. اما به‌خاطر حمایت از یک پسربچه 12ساله سیاه‌پوست که غیر‌عمد یکی از تراکتورهای صاحب کارش را خراب کرده بود، مجبور به ترک آنجا شد.


آغاز بوکس آماتور


دوران بوکس آماتور جو فریزر تنها 3سال بود. در این سال‌ها او موفق شد حتی به رقابت‌های المپیک 1964 توکیو‌ رفته و آنجا برای کاروان آمریکا یک مدال طلا به‌دست آورد. جو در 3سال مبارزه آماتور خود تنها یک شکست در کارنامه‌اش دید و آن هم باخت مقابل «باستر ماتیس» بود. کسی که با این پیروزی راه المپیک را برای خودش باز کرد و نماینده آمریکا در سنگین‌وزن شد.

 

با این حال خواهید خواند که او هرگز به توکیو نرفت! فریزر در سال‌های 1962، 1963 و 1964 قهرمان سنگین‌وزن رقابت‌های دستکش طلایی آتلانتیک میانه شد. با این اقتداری که او از خود نشان داده بود، بی‌شک باید به توکیو می‌رفت و در المپیک هم مدال می‌گرفت، اما یک مسابقه انتخابی کارش را سخت کرد.

باستر ماتیس کسی نبود که جو فکر می‌کرد. او بوکسور ارزشمندی بود و در این بین واقعا آمده بود تا سد راه فریزر شود و خود به المپیک برود. در هر حال مشخص بود که هر کسی که از آمریکا به بازی‌های المپیک برود به احتمال 99درصد مدال طلا را از آن خود خواهد کرد.

 

یک مسابقه انتخابی 3راندی درون‌اردویی مشخص می‌کرد که چه کسی نماینده آمریکا در مسابقات بوکس سنگین‌وزن بازی‌های المپیک 1964 توکیو خواهد بود. جدال نفسگیری که در پایان به سود ماتیس به پایان رسید.

پس از این باخت تلخ، فریزر تصمیم گرفت که دیگر مسابقه ندهد و از ورزش بوکس کناره‌گیری کند. او به فیلادلفیا یعنی شهری که در آن خانه‌ای برای خود داشت بازگشت. در این میان اطرافیان از جمله مربیانش به او گفتند که باید خود را کنترل کرده و با یک باخت میدان را خالی نکند. همین موضوع باعث شد که جو از فکر ناگهانی‌اش منصرف شود.

 

هرچند که به‌نظر می‌رسید شدت هیجان و ناراحتی از چنین باختی باعث اتخاذ این تصمیم شده بود. در پایان آخرین اردوی پیش از اعزام به المپیک یک بازی نمایشی بین فریزر و ماتیس برگزار شد.

در آن شب ماتیس ضربه سنگینی به صورت فریزر وارد که متعاقب آن درد شدیدی را احساس کرد. فردای آن شب مشخص شد که بند انگشت ماتیس به‌شدت آسیب دیده و این یعنی آنکه او نمی‌توانست به بازی‌های المپیک 1964 توکیو برود. با این داستان بخت و اقبال به فریزر رو آورد و او نماینده سنگین‌وزن آمریکا در المپیک شد.


المیپک 1964


بازی‌های المپیک تجربه بسیار بزرگ و خوبی برای جو بود. او با 20سال سن ستاره‌ای جوان بود که می‌خواست در آسمان بوکس جهان برای خودش بدرخشد و اسم و رسمی داشته باشد.

در نخستین بازی، جورج اوی‌ولو از اوگاندا را در راند نخست ناک‌اوت کرد. در دومین مبارزه در ثانیه 40 راند سوم، آتول مک‌کوئین بوکسور اهل استرالیا را نقش رینگ کرد و به مرحله نیمه‌نهایی رسید.

 

در این مرحله یک غول روسی به نام وادیم یملیانوف رو در رویش قرار داشت. بوکسوری با 195سانتی‌متر قد و 105کیلوگرم وزن! با این حال او تکنیک لازم برای مبارزه با فریزر 182سانتی‌متری را نداشت.

خود فریزر درباره این مسابقه گفته بود: «ضربات هوک چپ من همچون موشک به سر و صورتش می‌خورد. گاه به بدنش هم ضربه می‌زدم. در راند دوم 2 بار او را کف رینگ انداختم، اما در لابه‌لای ضرباتی که می‌زدم ناگهان احساس درد شدیدی در دست چپم کردم.

 

لعنتی! دستم درد می‌کرد.» او فهمید که انگشت دست چپش به‌شدت صدمه دیده است: «در چنین لحظاتی که آدرنالین در خون شما بالا و پایین می‌رود، هیچ کاری نمی‌شود کرد. اینجا فقط مغز می‌تواند به کمک شما بیاید. باید درست فکر کرد. باید تصمیم می‌گرفتم که با یملیانوف تا پایان مسابقه چه کار کنم.» با این حال باز هم فاکتور شانس سراغ جو آمد و مربیان روس وقتی دیدند بوکسورشان دیگر هیچ بختی برای غلبه بر حریف آمریکایی ندارد، تصمیم گرفتند او را بیش از این نیازارند و حوله‌ای را به‌منظور پایان بخشیدن به مسابقه به داخل پرتاب کنند.

 

فریزر با دیدن این حوله کم مانده بود از خوشحالی بیهوش شود! در دقیقه 1:49 از راند دوم، داور مسابقه دست صدمه دیده جو را به‌عنوان نفر برنده بازی بالا برد و بدین ترتیب او توانست به مبارزه فینال راه پیدا کند.

جایی که باید در مقابل یک غول آلمانی قرار می‌گرفت؛ آن‌هم با دست مصدوم. او بلافاصله پس از پایان مبارزه‌اش با حریف روس به رختکن رفت و دست آسیب‌دیده‌اش را زیرل دوش آب گرم و نمک اپسون گرفت: «با درد یا بی‌درد؛ جو فریزر از کارولینای جنوبی می‌خواهد مدال طلا را به‌دست آورد.» در بازی فینال جو باید با یک مکانیک آلمانی به نام هانس هوبر پنجه در پنجه می‌شد.

 

بوکسوری که پیش از این نتوانسته بود خود را در ترکیب تیم ملی کشتی آلمان در بازی‌های المپیک بگنجاند! جو چاره‌ای نداشت؛ باید تنها از دست راستش در این مسابقه حساس استفاده می‌کرد.

این عمل تعجب بسیاری را برانگیخت: «چرا امشب جو هوک چپ نمی‌زند؟» البته این کار حریفش را هم کمی گیج کرده بود. مربیان آلمانی گمان می‌کردند که فریزر تغییر روش داده؛ اما پرواضح بود که تغییر روش لازم نبود، چراکه جو خیلی سرتر از بوکسور آلمانی به‌نظر می‌رسید. باران ضربات راست بر صورت ستاره آلمانی باریدن گرفته بود. مسابقه در 3 راند به پایان رسید و 3 داور از 5 داور مسابقه، رای به برتری جو فریزر دادند.


دوران حرفه‌ای


«یانسی دورام» مربی و مدیربرنامه‌های جو فریزر پس از کسب مدال طلای المپیک برنامه‌ای را آغاز کرد تا بتواند او را به دنیای حرفه‌ای ببرد. او با کمک گروهی از تجار برنامه‌هایش را عملی کرد و بدین‌ترتیب فریزر به صورت تمام‌وقت به بوکس پرداخت.

در سال 1965 بود که او به دنیای حرفه‌ای این رشته بزرگ رو آورد. 16 آگوست 1965 نخستین مسابقه حرفه‌ای خود را مقابل «وودی گاس» برگزار کرد و او را مثل آب خوردن درهم کوبید! فریزر در همان راند نخست از مسابقه‌ای 6 راندی حریف را TKO یا همان ناک‌اوت فنی کرد. این پیروزی نظر بسیاری از کارشناسان را نسبت به او جلب کرد.

 

20سپتامبر همان سال در راند سوم مایک بروس را هم ناک‌اوت فنی کرد و دومین برد پیاپی خود را به‌دست آورد. او تا رسیدن به مبارزه‌ای تعیین‌کننده برای کسب عنوان قهرمانی جهان به‌غیر از این 2 مسابقه 22 مبارزه دیگر برگزار کرد که در همگی آن‌ها پیروز شد.

او در بیستمین مبارزه‌اش به پست باستر ماتیس خورد. در آن مسابقه که 4مارس 1968 در مدیسون اسکور گاردن و بر سر قهرمانی کمیسیون ورزشی ایالت نیویورک برگزار شد، فریزر در راند یازدهم از مسابقه 15‌راندی، توانست حریف را با ناک‌اوت فنی شکست دهد.

 

16فوریه 1970 روز بزرگی برای فریزر بود. او از کارولینای جنوبی آمده بود تا به چنین جایی برسد. بار دیگر سالن ورزشی مدیسون اسکور گاردن شهر نیویورک شاهد مبارزه‌ای جانانه از جو فریزر بود.

جیمی الیس برای رسیدن به عنوان قهرمان سنگین‌وزن جهان تلاش بسیار زیادی کرده بود. پس از آنکه عنوان قهرمانی از محمد‌علی کلی پس گرفته شد (به‌خاطر عدم شرکت در جنگ ویتنام) رقابت برای به‌دست آوردن جایگاه او نیز تنگ‌تر شده بود. فریزر اما در یک روز تاریخی با شکست دادن الیس در راند پنجم که با ناک‌اوت فنی به‌دست آمد، قهرمان جهان شد و آن کمربند رویایی را به‌دست آورد.


دفاع از عنوان قهرمانی


جو فریزر کسی نبود که به‌آسانی قهرمان جهان شده باشد، بنابراین نمی‌خواست به آسانی هم آن را از دست بدهد. اگرچه رقبای بسیار زیادی سد راهش بودند. برای حفظ عنوان قهرمانی جهان او باب فاستر را در راند دوم ناک‌اوت کرد.

مسابقه‌ای که در روز 18 نوامبر 1970 انجام شد. پس از آن کار برای فریزر سخت‌تر شد؛ چراکه محرومیت محمدعلی کمتر شد و او توانست بار دیگر در مسیر قهرمانی بوکس جهان قرار بگیرد.


مبارزه قرن


جدال هشتم مارس 1971 محمدعلی کلی و جو فریزر در نیویورک به مبارزه قرن مشهور شد. این مسابقه نفسگیر در 15راند برگزار و برنده آن به‌وسیله رای داوران مشخص شد. در آن مسابقه رویایی، بار دیگر فریزر توانست از عنوان قهرمانی خود دفاع کند.

درباره این مسابقه حرف‌های بسیار زیادی زده شد و حتی عده‌ای براین باور بودند که فریزر به‌خاطر رای داوران و دشمنی که با محمدعلی کلی وجود داشت، برنده مبارزه شده است. با این حال او به راهش ادامه می‌داد و از عنوانش به‌خوبی دفاع می‌کرد.


پایان رکوردشکنی


در 2مسابقه بعدی در روزهای پانزدهم ژانویه و 25 مه 1972، جو موفق شد تری دانیلز و ران استاندر را شکست دهد تا همچنان قهرمان بلامنازع جهان باشد، اما نوار این موفقیت‌ها سرانجام در روز 22 ژانویه 1973 و به‌دست یک اعجوبه دیگر از دنیای بوکس پاره شد.

جورج فورمن در ورزشگاه ملی کینگستون جامائیکا در راند دوم فریزر را با ناک‌اوت فنی شکست داد و عنوان قهرمانی و کمربند را از او گرفت. ضربات فورمن واقعا خردکننده بودند و جو را وادار کردند تا در سی‌امین مبارزه حرفه‌ای‌اش نخستین باخت را تحمل کند.


تلاش برای جایگاه از دست رفته


فریزر پس از این شکست کوشید تا عنوان خود را پس بگیرد. او دوم ژوئیه 1973 در لندن با امتیاز جو باگنر استرالیایی را شکست داد و پس از آن در روز 28 ژانویه 1974 برای به‌دست آوردن قهرمانی فدراسیون بوکس آمریکای شمالی به مصاف محمدعلی کلی رفت.

آن مسابقه بازهم در نیویورک برگزار شد و فرصتی بود برای محمدعلی که از فریزر انتقام بگیرد. این دومین باخت جو بود. باختی که با رای داوران و پس از 12 راند مبارزه شکل گرفت.

 

فریزر اما بار دیگر تلاش خود را از سر گرفت و با 2 پیروزی بر جری کواری و جیمی الیس در 17 ژوئن 1974 و 2 مارس 1975 بار دیگر و این بار برای به‌دست آوردن عنوان قهرمانی بوکس جهان مقابل محمدعلی کلی قرار گرفت.

مبارزه‌ای که در مانیل پایتخت فیلیپین و در روز یکم اکتبر سال 1975 برگزار شد. پیش از بازی فریزر گفت: «ما درمانیل هستیم. بیا گوریل! خیلی هیجان‌انگیز است!» این مبارزه 15راندی در راند چهاردهم متوقف شد و محمدعلی به‌عنوان فرد پیروز شناخته. اگرچه محمدعلی آن بازی را برد‌ اما خودش اذعان کرد که سخت‌ترین مبارزه عمرش را سپری کرده است.

 

فریزر پس از این باخت که سومین شکست حرفه‌ای‌اش محسوب می‌شد، در روز 15 ژوئن 1976 بار دیگر برای به‌دست آوردن قهرمانی سنگین‌وزن جهان داخل رینگ رفت و رو در روی جورج فورمن قرار گرفت، اما خیلی زود مشخص شد که حریف او نیست.

در این مبارزه 12راندی، فریزر در راند پنجم ناک‌اوت فنی شد و دیگر قید قهرمانی را زد! البته او روز 3 دسامبر 1981 یک بار دیگر وارد رینگ شد و مقابل فلوید کامینگز پس از 10 راند به نتیجه مساوی رسید و بعد از آن درحالی که رکورد 32برد، 4 باخت و یک مساوی را در کارنامه داشت با دنیای بوکس خداحافظی کرد.


پایان


مرگ با کسی شوخی ندارد؛ حتی اگر جو فریزر باشی. او چندی پیش به سرطان کبد دچار شد ‌و هفته پیش خبر مرگش بار دیگر جهان ورزش را شوکه کرد. خبر مرگ او در بامداد روز سه‌شنبه 17 آبان ماه بسیاری را به دوران مبارزاتش با محمدعلی کلی برد.

فریزر روزی درباره محمدعلی گفته بود: «از اینکه چنین بوکسورهایی در دوران من بوده‌اند خیلی خوشحالم. می‌دانم که او نیز خوشحال است که من در دوران او بوده‌ام.» با این حال او بوکسوری بود که برخلاف بسیاری دیگر زیاد حرف نمی‌زد، اما یکی از معروف‌ترین جملاتش درباره کلی همواره در ذهن هواداران باقی خواهند ماند: «نمی‌خواهم حریفم را ناک‌اوت کنم. می‌خواهم او را بزنم و بر زمین بیندازم، یک قدم عقب بیایم و ببینم که صدمه دیده (له شده). من قلب او را 
می‌خواهم.»









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 شهریور 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


.

abzar.temkade.com -->